قهرمان ميرزا عين السلطنه
1731
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
را خريده است . يك ساعت از شب رفته وارد هوتل برجعلى سابق الذكر شديم . هيچ تغييرى در جا و مكان و هيبت و هيكل برجعلى داده نشده بود ، مگر اينكه حليلهء جميلهاش از ييلاق آمده بود . اين دفعه رئيس گمرك ابدا بار ما را نگاه نكرد و مزاحم نشد . سربازهاى افشار مرا شناخته بودند خدمت مىكردند . تعجب در اين است در رفتن و مراجعت روسها هم ابدا به چمدان من نگاه نكرده حتى جويا هم نشدند . قدرى خنك شدم . آب سرد هم خوردم . الحمد لله به خاك وطن عزيز رسيدم . حقيقة مسافرت در خاك روسيه تلخ است . خيلى بىادب ، زباننفهم و احمق هستند . شب شام تخممرغ و خربوزه داشتيم . خيلى بهلذت خورده شد و بسيار هم خوب خوابيدم . يكشنبه 14 - صبح بيدار شده پشتم از سرما يخ كرده بود و تا مدتى لباس برم نكردم كه گرماى اين مدت خارج شود . رئيس گمرك آمد آدم معقولى است . قدرى صحبت سفر شد . يابوها حاضر بودند سوار شديم . راه را مىدانيم . جنگل كاج و چشمههاى بسيار و كوه زيبائى دارد . الحق مملكت ايران نظير و عديل ندارد . اگر مثل ساير ممالك نظم و امنيت و راهآهن و آن ترتيبات را داشت به مردمش بسيار خوش مىگذشت . افسوس افسوس كه آن ترتيبات خارجه در اين ولايت نيست . پنج فرسنگ راه امروز را من خيلى دير بيايم با اين يابو شش ساعت خواهد بود . هيجده ساعت ديگر را بايد معطل [ شوم ] و عمرم به هدر برود ، براى اينكه يابوى پدرسگ راحت كند خوراك بخورد تا بشود صبح ديگر سوار شد . راهآهن تركستان كه خيلى كند مىرود و بطى الحركه است ساعتى دوازده فرسنگ طى مسافت مىكند . من بايد بيست فرسنگ را در چهار شبانه روز بروم و در اين دهات كثيف و منزلهاى بد بمانم . بارى به تلافى آن آبهاى گرم بد امروز آبهاى مثل تگرگ گوارا خوردم . نسيم خوب و هواى خنكى داشت . از قهقهه تا سمرقند كوه ديده نمىشود ، مگر در سرحدات ايران از خيلى دور و نزديك . كرمينه هم از مسافتى كوههاى كوچك ديده مىشود . تمام صحراست . اغلب كوير . گويا از عشقآباد تا تاشكند كوه نباشد و رودخانهء آنهم منحصر به جيحون ، اما اين راه اغلب اين استاسيونها كه فى الجمله قابل آبادى است شهرى و قصبهاى خواهد نمود ، چنانچه روزبهروز آباد و بزرگ شده است . تركمن و مبال ناهار را در بين راه خوردم . در سايه از سرما نتوانستم بنشينم . خيلى اين هوا با آن هواها فرق داشت . خودشان عادت دارند . ما ييلاقى هستيم ، تركمانها در آن كوير منزل دارند . راستى پريشب يك نفر تركمان با خورجين وارد ماشين شد . راست رفت توى